وقتنی افزایش مصرف برق به مسئلهای برای توسعه گردشگری، کشاورزی و زندگی روزمره تبدیل میشود نبض گیلان زیر فشار این بار تندتر و تندتر میزند که نیازمند راهکارهایی برای مدیریت مصرف است . پس از باران -زهرا رگان /تابستان برای گیلان فقط فصل گرما و سفر نیست؛ فصل آزمون شبکه برق نیز هست.افزایش استفاده از […]
وقتنی افزایش مصرف برق به مسئلهای برای توسعه گردشگری، کشاورزی و زندگی روزمره تبدیل میشود نبض گیلان زیر فشار این بار تندتر و تندتر میزند که نیازمند راهکارهایی برای مدیریت مصرف است .
پس از باران -زهرا رگان /تابستان برای گیلان فقط فصل گرما و سفر نیست؛ فصل آزمون شبکه برق نیز هست.
افزایش استفاده از وسایل سرمایشی، حضور گسترده مسافران و گردشگران، فعالیت واحدهای اقامتی و گردشگری و نیاز بخشهای کشاورزی و صنعتی به انرژی در ماههای گرم سال، فشار مضاعفی را بر شبکه برق استان وارد میکند.
در چنین شرایطی، مسئله برق دیگر صرفاً موضوعی مربوط به تولید و انتقال نیست بلکه مستقیماً با کیفیت زندگی، اقتصاد استان و نحوه توسعه آن پیوند خورده است.
بر اساس دادههای رسمی از توانیر در ۱۳ مرداد ۱۴۰۴ مصرف برق گیلان به ۲۴۲۷ مگاوات رسید؛ رکوردی که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۲ درصد افزایش داشت.
جواد لطفی، سخنگوی وقت صنعت برق گیلان در گفتگو با ایرنا در مرداد ۱۴۰۴ گرمای هوا را یکی از عوامل اصلی این افزایش عنوان کرد و نسبت به فشار واردشده بر تجهیزات و احتمال بروز خاموشیهای خارج از برنامه هشدار داد
و این رکورد، پرسشی جدی را پیش روی استان قرار میدهد که آیا میتوان همزمان با افزایش نیاز به برق، توسعه گردشگری و فعالیت اقتصادی را در استانی که توسعه پایدار آن در گرو توسعه گردشگری است ادامه داد و در عین حال فشار بر شبکه و محیط زیست را نیز کنترل کرد؟
فاصلهای که هر تابستان تکرار میشود
آمارها نشان می دهد؛ یکی از نکات قابل توجه درباره برق گیلان، فاصله زیاد میان مصرف پایه و مصرف در روزهای اوج تابستان است.
بار پایه مصرف استان در زمستان حدود ۸۰۰ مگاوات اعلام شده در حالی که این رقم در تابستان به حدود ۲۴۰۰ مگاوات میرسد.
مسعود صادقی خمامی، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق گیلان در گفتگو با خبرگزاری مهر در تیر ۱۴۰۴ اختلاف حدود ۱۶۰۰ مگاواتی میان این دو دوره را یکی از عوامل فشار مضاعف بر شبکه دانسته است.
و در واقع یعنی؛ شبکه باید برای دورهای آماده باشد تا تقاضای برق در آن به شکل محسوسی افزایش مییابد. در حالی که بخش قابل توجهی از این ظرفیت در ماههای سرد سال مورد استفاده قرار نمیگیرد و همین مسئله است که نشان میدهد افزایش تولید به تنهایی پاسخ کامل به مسئله ناترازی نیست و مدیریت تقاضا نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
رکورد ۱۳۷۶ مگاواتی مصرف برق گیلان در خرداد ۱۴۰۴ نیز نشانه دیگری از زودتر آغاز شدن دوره فشار مصرف بود بنابراین پیک مصرف دیگر صرفاً به روزهای بسیار گرم تیر و مرداد محدود نمیشود.
مسافران؛ جمعیتی که در محاسبات ثابت نمیماند
از طرفی گیلان در ماههای گرم سال با یک متغیر مهم دیگر نیز روبهروست و آن جمعیت شناور است همچنان که هادی حق شناس،استاندار گیلان از حدود ۵۰ میلیون ورود مسافر به استان در طول سال سخن گفته است.
بنابراین طبیعی است که این حجم از سفر علاوه بر زیرساختهای حملونقل، آب، پسماند و خدمات شهری بر مصرف انرژی نیز اثر بگذارد. بهویژه در شهرها و مناطق گردشگری استان که همزمان با افزایش حضور مسافران، استفاده از مراکز اقامتی، رستورانها و واحدهای خدماتی نیز بیشتر میشود.
البته نمیتوان تمام افزایش مصرف برق استان را به گردشگران نسبت داد اما نمیتوان اثر جمعیت شناور را نیز در برنامهریزی زیرساختی نادیده گرفت.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که گیلان همزمان در حال افزایش ظرفیت گردشگری خود است.
توسعه گردشگری بدون زیرساخت انرژی ممکن نیست
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان گیلان در شهریور امسال ( ۱۴۰۵) اعلام کرد ۲۸۵ پروژه گردشگری در گیلان در حال اجراست و این پروژهها علاوه بر ایجاد ظرفیت جدید برای اقامت و خدمات گردشگری به زیرساختهای پایدار انرژی نیاز دارند. یک هتل برای سرمایش، گرمایش، آب گرم، آشپزخانه، آسانسور و تجهیزات خدماتی به برق وابسته است و همین نیاز در اقامتگاههای بومگردی و سایر مراکز گردشگری نیز به مراتب وجود دارد.
بنابراین هر برنامهای برای افزایش ماندگاری گردشگران و توسعه کمی و کیفی این بخش باید همزمان ظرفیت شبکه برق را نیز در نظر بگیرد.
از این منظر، انرژی بخشی از زیرساخت گردشگری است نه موضوعی که بعد از ساخت پروژه به آن فکر کنیم.
راهحل فقط تولید بیشتر نیست
وقتی سخن از ناترازی برق به میان میآید، افزایش تولید نخستین راهحلی است که به ذهن میرسد اما شرایط گیلان نشان میدهد که مسئله باید از زاویه دیگری نیز مورد بررسی قرار گیرد.
بخش قابل توجهی از افزایش مصرف در تابستان به تجهیزات سرمایشی مربوط است بنابراین کاهش مصرف در ساعات اوج به اندازه افزایش ظرفیت تولید اهمیت دارد و اینجاست که موضوع مدیریت مصرف مطرح میشود.
در سال ۱۴۰۵ شرکت توزیع نیروی برق گیلان پویش «۲۵ درجه؛ قرار همدلی» را با هدف اصلاح الگوی مصرف و مشارکت مشترکان در عبور از دوره اوج مصرف دنبال کرد.
مسعود صادقی خمامی در تشریح این طرح تأکید کرده است که مشارکت مردم در کنار برنامههای فنی صنعت برق، نقش تعیینکنندهای در عبور از روزهای گرم دارد .
در همین چارچوب، تنظیم دمای وسایل سرمایشی روی ۲۵ درجه، کاهش مصرف غیرضروری و انتقال استفاده از وسایل پرمصرف به ساعات کمبار از جمله اقداماتی هستند که میتوانند در کاهش فشار بر شبکه مؤثر باشند.
«۲۵ درجه» وقتی از توصیه به رفتار تبدیل میشود
سخنگوی صنعت برق گیلان نیز ساعات اوج مصرف را ۱۲ تا ۱۷ و ۲۰ تا ۲۳ اعلام کرده و از مشترکان خواسته است در این ساعات، استفاده از وسایل پرمصرف را کاهش دهند.
اهمیت این موضوع در آن است که مدیریت مصرف را از یک توصیه عمومی به یک رفتار مشخص تبدیل میکند.
برای مثال، در خانه، یک اقدام ساده مانند تنظیم دمای کولر میتواند بخشی از مصرف را کنترل کند اما در مقیاس استان، مدیریت مصرف باید برای هر بخش متناسب با شرایط آن طراحی شود.هتلها و مراکز اقامتی میتوانند از سامانههای مدیریت هوشمند دما استفاده کنند یا واحدهای صنعتی میتوانند برنامه مصرف خود را با ساعات اوج هماهنگ کنند.
در بخش کشاورزی نیز میتوان زمانبندی فعالیت تجهیزات و استفاده از فناوریهای کممصرف را مورد توجه قرار داد.
در واقع، نسخه مدیریت مصرف برای یک خانه با یک کارخانه یا هتل یکسان نیست.
پشتبامهایی که میتوانند بخشی از مسئله باشند
راهکار دیگر، حرکت به سمت تولید پراکنده و انرژیهای تجدیدپذیر است. گیلان به دلیل شرایط اقلیمی و اقتصادی خود، ظرفیتهایی دارد که میتوان آنها را در کنار شبکه موجود بررسی کرد.
نیروگاه بادی منجیل خود نمونه شناختهشدهای از ظرفیت بادی استان است و در بخش خورشیدی نیز میتوان از ظرفیت ساختمانها، واحدهای گردشگری، صنعتی و برخی فعالیتهای کشاورزی استفاده کرد.
بعنوان نمونه, نصب سامانههای خورشیدی در هتلها و اقامتگاههایی که در ساعات روز مصرف بالایی دارند، میتواند بخشی از برق مورد نیاز آنها را در محل تولید کند.
این راهکار البته جایگزین توسعه شبکه و تولید متمرکز نیست بلکه میتواند یکی از اجزای سبد انرژی استان باشد.
گیلان به یک برنامه مشترک نیاز دارد
مدیریت یکپارچه نیز در این میان بسیار حائز اهمیت است و مسئله مدیریت مصرف را از حالت جزیرهای خارج میکند.
از آنجایی که مسئله برق گیلان میان چند دستگاه تقسیم شده است. صنعت برق، گردشگری، کشاورزی، صنعت، محیط زیست و مدیریت شهری هر کدام بخشی از این معادله را در اختیار دارند.
اگر توسعه یک منطقه گردشگری بدون توجه به ظرفیت شبکه انجام شود، فشار آن بعداً در زمان اوج مصرف خود را نشان میدهد و یا اگر توسعه کشاورزی و صنایع بدون ارزیابی نیاز انرژی صورت گیرد، شبکه باید هزینه بیشتری برای پاسخگویی به بار جدید پرداخت کند.
به همین دلیل، برنامهریزی انرژی باید پیش از اجرای پروژههای توسعهای وارد فرآیند تصمیمگیری شود نه پس از آن و این نگاه است که میتواند از تصمیمهای جزیرهای جلوگیری کند و میان توسعه اقتصادی و ظرفیت واقعی زیرساختها ارتباطی موثری و کارا برقرار کند.
سناریوهایی که کارشناسان پیشروی انرژی گیلان میگذارند
کارشناسان حوزه انرژی برای درک بهتر آینده انرژی گیلان سه سناریو را در نظر گرفته اند.
سناریوی اول:
ادامه روند فعلی اگر روند افزایش مصرف و توسعه بدون برنامه ادامه یابد، پیک مصرف در تابستانهای آینده از ۲۶۰۰ مگاوات فراتر خواهد رفت و خاموشیهای برنامهریزینشده افزایش مییابد و فشار بر شبکه، تلفات را بالا میبرد و هزینههای نگهداری تجهیزات را چند برابر میکند.
سناریوی دوم:
مدیریت تقاضا و بهرهوری است که
با اجرای جدی پویشهای مدیریت مصرف، هوشمندسازی کنتورها، اصلاح الگوی مصرف در بخشهای خانگی، تجاری و صنعتی، میتوان پیک مصرف را بین ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش داد. این سناریو کمهزینهترین و سریعترین راه عبور از ناترازی است.
سناریوی سوم و سناریوی سوم نیز تنوع بخشی به سبد انرژی است بطوریکه
توسعه همزمان انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی، زیستتوده)، تولید پراکنده در محل مصرف، و ارتقای شبکه توزیع، میتواند در میانمدت و بلندمدت اتکای استان به شبکه سراسری را کاهش دهد. این سناریو نیازمند سرمایهگذاری، سیاستگذاری حمایتی و هماهنگی بینبخشی است.
تابستان ۱۴۰۴ یک هشدار بود؛ ۱۴۰۵ یک آزمون
رکوردهای مصرف در سال ۱۴۰۴ نشان داد که فشار بر شبکه برق گیلان یک مسئله مقطعی نیست. در سال ۱۴۰۵ نیز با ادامه پویش ۲۵ درجه، موضوع مشارکت مشترکان و مدیریت مصرف در مرکز توجه قرار گرفته است؛ اما موفقیت این رویکرد را نمیتوان فقط با تعداد بنرها یا میزان مشارکت اعلامشده در یک پویش سنجید.
معیار مهمتر اما تغییر واقعی الگوی مصرف، کاهش فشار در ساعات اوج، کاهش تلفات شبکه، افزایش بهرهوری و حرکت تدریجی به سمت تولید پراکنده و انرژیهای پاک است.
اگر قرار باشد هر سال با نزدیک شدن تابستان دوباره به دنبال راهحلهای کوتاهمدت باشیم، مسئله اصلی همچنان باقی خواهد ماند.
مسئله فقط روشن ماندن چراغها نیست
در نهایت، برق در گیلان فقط برای روشنایی خانهها یا فعالیت کارخانهها اهمیت ندارد. پشت آن، زنجیرهای از زندگی و اقتصاد قرار گرفته است. از شالیزاری که به تجهیزات و پمپ نیاز دارد تا هتلی که باید در اوج سفر تابستانی خدمات پایدار ارائه دهد و خانوادهای که در روزهای گرم به سرمایش نیاز دارد.
به همین دلیل، آینده انرژی گیلان را نمیتوان تنها با ساخت نیروگاه یا افزایش ظرفیت شبکه تعریف کرد.چرا که مدیریت مصرف، کاهش تلفات، هوشمندسازی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و هماهنگی میان برنامههای توسعهای استان باید همزمان پیش بروند تا نبض سبز گیلان زیر فشار اوج بار برق در تابستان و فصل گردشگر پذیر تند تر نزند و حالش خوب باشد .