اختصاصی پس از باران/امروز فناوری جدیدی آمده بنام استارلینک که فقط یک فناوری ارتباطی نیست بلکه نقطه تلاقی فناوری، امنیت، حکمرانی، فرهنگ و سیاستگذاری است و نگرانی اصلی این است که چون خارج از زیرساخت داخلی کشور عمل میکند، در بحرانها ابزارهای سنتی مدیریت شبکه، رجیستری و احراز هویت را بیاثر کند. تجربه زیسته گذشته […]
اختصاصی پس از باران/امروز فناوری جدیدی آمده بنام استارلینک که فقط یک فناوری ارتباطی نیست بلکه نقطه تلاقی فناوری، امنیت، حکمرانی، فرهنگ و سیاستگذاری است و نگرانی اصلی این است که چون خارج از زیرساخت داخلی کشور عمل میکند، در بحرانها ابزارهای سنتی مدیریت شبکه، رجیستری و احراز هویت را بیاثر کند.
تجربه زیسته گذشته نشان میدهد فناوری اغلب جلوتر از سیاستگذاری حرکت کرده و واکنش پس از فراگیری، دیرهنگام و پرهزینه بوده است بنابراین راه پایدار، شناخت پیشگیرانه، قانونگذاری متناسب، آموزش، توجه به فرهنگ استفاده و ارزیابی مستمر و پس در پس پیش از فراگیرشدن استارلینک است.
پس از باران ـ فرداد همتزاده فعال رسانه ای طی یادداشتی نوشت؛استارلینک دیگر فقط یک فناوری ارتباطی نیست امروز به نقطه تلاقی فناوری، امنیت، حکمرانی، فرهنگ و سیاستگذاری تبدیل شده است.
بخشی از نگرانیها درباره فراگیرشدن این فناوری در ایران امروز به شرایط جنگی و احتمال استفاده از ظرفیتهای ارتباطی و اطلاعاتی در چارچوب جنگ ترکیبی بازمیگردد. چراکه در جنگهای امروز، میدان نبرد فقط جغرافیای درگیری نیست و اطلاعات، ارتباطات و افکار عمومی نیز بخشی از میدان هستند

اما استارلینک یک سؤال بزرگتر را نیز پیش روی سیاستگذار قرار داده است و آن اینکه اگر فناوریای وارد شود که خارج از زیرساخت ارتباطی داخلی عمل کند، آیا ابزارهای سنتی مدیریت و تنظیم فضای مجازی همچنان کارایی گذشته را خواهند داشت؟
هشدار تازه؛ این بار از داخل وزارت ارتباطات
این پرسش با اظهارات اخیر محمد حافظ حکمی، معاون نوآوری و فناوری وزیر ارتباطات جدیتر شده است.
بر اساس گزارش منتشرشده از سخنان وی ، حکمی با انتقاد از رویکرد سلبی در سیاستگذاری فضای مجازی، روند سالهای گذشته را چنین توصیف کرده که پس از محدودسازی برخی پلتفرمها، استفاده از ابزارهای دورزننده افزایش یافته و در نهایت در بحران سال ۱۴۰۴، کار به قطع گسترده شبکه رسیده است.
وی هشدار داده است که در صورت فراگیرشدن استارلینک، چون این فناوری به شبکه داخلی وابسته نیست در یک بحران احتمالی، ابزارهای معمول مدیریت شبکه کارایی خود را از دست میدهند و حتی از احتمال قطع برق سخن گفته است.
حکمی همچنین گفته است که استارلینک و فناوری Direct-to-Cell میتوانند رجیستری و احراز هویت کاربران را بیاثر کنند.
این اظهارات را میتوان فارغ از موافقت یا مخالفت با آن، یک هشدار سیاستگذاری مهم دانست که فناوری جدید ممکن است قواعد بازی را تغییر دهد.

تکرار یک تجربه زیسته قدیمی
مشکل از جایی آغاز میشود که فناوری سریعتر از تصمیمگیری حرکت کند.ویدئو، ماهواره، اینترنت و شبکههای اجتماعی هرکدام در مقطعی نگرانیها و چالشهای خود را ایجاد کردند اما الگوی تکرارشونده این بود که گاهی ابتدا فناوری وارد شد و بعد جامعه به فکر قانون، آموزش و فرهنگ استفاده افتاد.
این همان حکایت «نوشدارو پس از مرگ سهراب» است ، با این تفاوت که امروز، فاصله میان ورود فناوری و واکنش سیاستگذار میتواند بسیار کوتاهتر از گذشته باشد.
اظهارات اخیر معاون وزیر نیز دقیقاً همین خلأ را نشانه گرفته است. او گفته با وجود هشدارهای دو ساله درباره استارلینک، هنوز سیاستگذاری مشخصی در این زمینه انجام نشده است.

مسئله فقط امنیت نیست، فرهنگ استفاده هم باید مورد توجه قرار گیرد.
استارلینک را نمیتوان صرفاً یک تهدید دانست و از سوی دیگر، نمیتوان بدون مطالعه، آن را یک فناوری بیمسئله تلقی کرد.راه منطقی، شناخت فناوری پیش از فراگیری است.
باید درباره کارکردها، پیامدهای امنیتی و اجتماعی، چارچوبهای قانونی، شیوه استفاده، گروههای سنی و آموزش کاربران تصمیمگیری شود.
فناوری مانند چاقویی است در آشپزخانه که ضروری است اما در دست کودک بدون آموزش و مراقبت اگر بیفتد،میتواند خطرناک باشدپس مسئله فقط «داشتن فناوری» نیست بلکه مسئله، فرهنگ استفاده و شیوه حکمرانی بر پیامدهای آن است.
دومینو را متوقف کنیم
اگر تجربه زیسته گذشته را یک الگو بدانیم، با یک زنجیره روبهرو هستیم.زنجیره ای همچون؛ محدودیت ، ابزار دورزننده، فناوری جدید ، دشوارتر شدن مدیریت و واکنش شدیدتر که اظهارات اخیر معاون وزیر ارتباطات نیز از همین منظر قابل تأمل است.
حکمی استارلینک را مرحلهای میداند که میتواند ابزارهای سنتی حکمرانی فضای مجازی را بیش از گذشته با چالش مواجه کند بنابراین شاید مسئله اصلی، «چگونه استارلینک را متوقف کنیم» نباشد بلکه سؤال مهمتر این است که چگونه پیش از فراگیرشدن آن، پیامدهایش را بشناسیم و برای آن سیاست داشته باشیم.
سخن آخر
فناوری متوقف نمیشود و استارلینک نیز پایان این مسیر نیست.
اگر امروز مسئله استارلینک است، فردا ممکن است فناوری دیگری قواعد بازی را تغییر دهد پس راهحل پایدار، واکنش پس از ورود فناوری نیست بلکه شناخت پیشگیرانه، قانونگذاری متناسب، آموزش، توجه به فرهنگ استفاده و ارزیابی مستمر است.
شاید استارلینک بیش از آنکه فقط یک فناوری جدید باشد، یک هشدار باشد، هشداری درباره اینکه اگر سیاستگذاری از فناوری عقب بماند، ممکن است روزی برسد که دیگر ابزارهای قبلی برای مدیریت ابزار جدید کافی نباشند و شاید پرسش اصلی همین باشد که آیا باید منتظر بمانیم فناوری جدید وارد زندگی مردم شود و بعد برای پیامدهایش تصمیم بگیریم، یا این بار میتوانیم پیش از فراگیرشدن استارلینک، قواعد، فرهنگ و سیاست مواجهه با آن را آماده کنیم؟