[در دل طبیعت سرسبز گیلان، زنانی زندگی میکنند که با حجاب رنگارنگ خود نهتنها جلوهای از زیبایی و نجابت را به نمایش میگذارند بلکه با دستان پرتوانشان چرخ اقتصاد بومی را به حرکت درمیآورند.] پوشش سنتی آنان از روسریهای گلدار، چادرهای محلی و لباسهایی با رنگهای گرم و دلنشین آینهای از ایمان، هنر و اصالت […]
[در دل طبیعت سرسبز گیلان، زنانی زندگی میکنند که با حجاب رنگارنگ خود نهتنها جلوهای از زیبایی و نجابت را به نمایش میگذارند بلکه با دستان پرتوانشان چرخ اقتصاد بومی را به حرکت درمیآورند.]

پوشش سنتی آنان از روسریهای گلدار، چادرهای محلی و لباسهایی با رنگهای گرم و دلنشین آینهای از ایمان، هنر و اصالت است که از دیرباز در تار و پود فرهنگ گیلانی تنیده شده است .
در دل طبیعت سرسبز گیلان، زنانی زندگی میکنند که با حجاب رنگارنگ خود نهتنها جلوهای از زیبایی و نجابت را به نمایش میگذارند، بلکه با دستان پرتوانشان چرخ اقتصاد بومی را به حرکت درمیآورند.

پوشش سنتی آنان ،روسریهای گلدار، چادرهای محلی و لباسهایی با رنگهای گرم و دلنشین آینهای از ایمان، هنر و اصالت است که در تار و پود فرهنگ گیلانی تنیده شده است.
این زنان، بیادعا اما با شکوه، در شالیزارها، باغات چای، کارگاههای حصیربافی و دوخت لباسهای محلی با تلاش بیوقفه خود نشان میدهند که حجاب نه مانع،بلکه همراهیست برای شکوفایی. آنان با حفظ هویت ایرانی-اسلامی، تصویری نو از زن را به جهان معرفی میکنند: زنی که هم مادر است هم کارآفرین هم حافظ فرهنگ و هم نماد نجابت در قاب تلاش.

در دل سرزمینی که باران ترانهی همیشگیاش است و برگهای چای در گوش نسیم نجوا میکنند زنانی زندگی میکنند که بیهیاهو ستونهای استوار اقتصاد محلیاند.
زنانی که نه با شعار بلکه با عمل با دستانی پینهبسته و دلهایی سرشار از ایمان هر روز طلوعی تازه را برای خانواده، روستا و فرهنگشان رقم میزنند.

از سپیدهدم تا غروب در شالیزارهای خیس از شبنم، در باغات چای، در کارگاههای حصیربافی و دوخت لباسهای محلی دستان خسته اما دلهای روشن این زنان زندگی را میسازند و فرهنگ را زنده نگه میدارند.
آنان نه تنها نانآور خانهاند بلکه حافظان میراثی هستند که نسلها با آن زیستهاند.

اما آنچه این تلاش را به تصویری ماندگار بدل میکند «حجاب» رنگارنگ و چشمنواز آنان است؛ پوششی که نه تنها نشانهای از ایمان و نجابت است بلکه جلوهای از هنر، اصالت و هویت گیلانیست که در تاروت پود زندگی بانوان گیلانی از قدیم الایام عجین است.

روسریهای گلدار، چادرهای سنتی، لباسهای محلی با رنگهای گرم و دلنشین همه و همه فریاد میزنند که عفاف و حجاب میتواند با زیبایی شکوه و وقار همراه باشد؛ چیزی که ریشه در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما دارد.

در کوچههای روستا در بازارهای محلی در جشنهای سنتی و حتی در سکوت خانه این زنان با حجاب خود نه تنها از خود محافظت میکنند بلکه از فرهنگی محافظت میکنند که بافتهشده از تار و پود ایمان هنر و تاریخ است.

آری، زنان گیلانی با کار طاقتفرسا و حجاب دلانگیز خود پیامی روشن به جامعه میدهند: میتوان هم مادر بود هم هنرمند هم کارآفرین هم ستون خانه و هم حافظ حریم زنانه.
در هر تار حصیر در هر برگ چای در هر دوخت لباس محلی در هر لبخند کودک ردپای این زنان پیداست.

آنان نه تنها اقتصاد خانواده و جامعه را میگردانند بلکه با پوشش ایرانی ، اسلامی فرهنگ، هویت و اصالت گیلان را با دستان خود به نسلهای آینده هدیه میدهند.
در روزهایی که دشمنان این مرز و بوم بهدنبال معنا و هویت هستند زنان گیلانی با حجابشان با هنرشان با تلاششان معنای اصالت را بازتعریف میکنند.
آنان در سکوت تاریخ مینویسند؛ در سایهی حجاب خورشید را به زندگی میآورند و در قاب تلاش نجابت را به تصویر میکشند.
گیلان، به زنانش میبالد؛ به زنانی که بیادعا، اما با شکوه، چراغ خانه، ستون اقتصاد و حافظان هفت و پوشش و فرهنگ ایرانی اسلامیند .
این زنان، بیادعا اما با شکوه، در شالیزارها، باغات چای، کارگاههای حصیربافی و دوخت لباسهای محلی، با تلاش بیوقفه خود نشان میدهند که حجاب نه مانع بلکه همراهیست برای شکوفایی. آنان با حفظ هویت ایرانی-اسلامی تصویری نو از زن را به جهان معرفی میکنند زنی که هم مادر است هم کارآفرین هم حافظ فرهنگ و هم نماد نجابت در قاب تلاش.
عکس و نوشته: زهرا رگان
