در روزی که خورشید نه از افق جغرافیا، که از افق اراده طلوع کرد، کارخانههای گیلان به سنگرهای تولید بدل شدند و راویان پیشرفت، با قلم و دوربین، روایتگر طلوع امید در میدان جنگ روایتها شدند؛ روایتی از ایرانِ توانمند که در برابر هجمه رسانهای دشمن با تکیه بر بازوان کارگران و همت ملی، پرچم […]
در روزی که خورشید نه از افق جغرافیا، که از افق اراده طلوع کرد، کارخانههای گیلان به سنگرهای تولید بدل شدند و راویان پیشرفت، با قلم و دوربین، روایتگر طلوع امید در میدان جنگ روایتها شدند؛ روایتی از ایرانِ توانمند که در برابر هجمه رسانهای دشمن با تکیه بر بازوان کارگران و همت ملی، پرچم خودکفایی را بر بام صنعت برافراشته است.
دیروز، خورشید نه بر مدار نجومی، که بر مدار دلهای بیدار طلوع کرد؛ نه به فرمان زمین و آسمان که به وقت راویان پیشرفت ساعت طلوعش را کوک کرده بود.

اختصاصی پس از باران/ صبحی بود متفاوت؛ صبحی که پسرکم با کفشهای مدرسهای نو و دلی بزرگتر از دستان کوچکش نخستین گامهایش را در میدان مسئولیت اجتماعی برمی داشت.
همراهی اش کردم تامدرسه «سرمشق» که قرار بود نماینده همکلاسیهایش باشد تا برای نخستین بار، مشق مشارکت بنویسد؛ مشق دموکراسی، مشق همدلی، مشق شنیدن صدای دیگران و من نیز همزمان با او راهی مشقی دیگر می شدم؛ مشق دوباره روایت، مشق دوباره پیشرفت، مشق دوباره آبادانی دیار مادریام، گیلان و سرزمین پاکم ایران
۲۰ دقیقه مانده به همان ساعت حرکت(؛۹ صبح ) به محل قرار رسیدم در جمع ۲۵۰ راوی بسیج رسانه که در سراسر استان راهی روایت پیشرفت گیلان و ایران بودند من هم همراه همسفران و همکاران در رشت سوار بر اتوبوسی به رنگ آبی لاجوردی شدم از مقابل یخسازی ، سپاه ۱۶ قدس در رشت همان قرارگاه عاشقانهی همه این ۴۷ سال بسیجیان عاشق به سوی شهرک صنعتی رشت رهسپار شدیم؛ همسفرانی از جنس قلم، دوربین و دغدغه.

ایستگاه اول: اشکان تجارت آرام؛ کارخانهای برای تحریر امید
نخستین ایستگاه، شرکتی بود با نامی آرام اما تأثیری ژرف: «اشکان تجارت آرام» اینجا، تنها لوازمالتحریر تولید نمیشد. اینجا، امید بر کاغذ زندگی نگاشته میشد.
برای زندانیان آزادشده برای زنان سرپرست خانوار
برای دلهایی که از زخم فقر خسته و خمودهاند.
این کارخانه با تکیه بر توان جوانان غیور و اندیشه های ملی قلمی از جنس عزت و اشتغال فراهم کرده بود.

مریم خوشالحان، مدیر مدبر و پرانرژی ابن مجموعه تولید در رشت از تولید بیش از ۲۵۰ قلم کالا در رشت و ۵۰۰ محصول در لنگرود گفت؛ اما آنچه چشمها را روشن میکرد، نه آمار تولید که اثر اجتماعی آن بود.
مدیر اشکان تجارت آرام در رشت گفت: بیش از ۲۵۰ بانوی کارگر در خانههای خود با این مجموعه همکاری میکنند؛
و من بهعنوان یک لنگرودی وقتی شنیدم واحد لنگرود در این امر پیشتاز است در دل به ریشههای شهرم بالیدم.
خوش الحان در جمع خبرنگاران افزود: اینجا، مواد خام صادر نمیشود؛ بلکه به پاککن و مداد و خودکار بدل میشود و با برند «پارسیکا»، خلاقیت ایرانی را به خاورمیانه صادر میکند.
وی یادآور شد: هر هفته، دانشآموزانی به این واحد تولیدی میآیند تا بیاموزند که پشت هر قلم داستانی از تلاش و امید نهفته است.

ایستگاه دوم: ایران رادیاتور؛ نوستالژیی که امروز را میسازد
ایستگاه بعد کارخانهای بود که نامش با خاطرات کودکی ما گره خورده است: «ایران رادیاتور»همان بخاریها و آبگرمکنهایی که وقتی از خرس قهوهای ایرانی در قاب تلویزیونهای سیاهوسفید سوال میکردند: «زمستان شده، عمو یادگار نمیری تو غار؟» پاسخ میداد: «پشتم گرمه به بخاری ایران رادیاتور.»

در دل این خاطرهها بودن که با حاجآقا شکیب، مؤسس ۹۴ ساله کارخانه دیدار کردیم؛ پیرمردی که هنوز سحرخیزتر از جوانان با شوقی کودکانه در سولهها قدم میزد و با افتخار از نام «ایران» در «ایران رادیاتور» سخن میگفت.

در بخش کولرهای گازی، نقطه اوج امید را دیدیم سالن تولیدی که از سال ۹۶کار خود را آغاز کرده و امروز ۴۰ درصد بازار داخلی را در اختیار داردو بیش از ۵۰ مدل کولر، طراحی و تولید داخلبا ظرفیت سالانه ۴۰۰ هزار دستگاه و بیش از نیمی از قطعات ساخت داخل را در بر میگیرد.
به گفته شاهین اخوان مدبر تولید همین بخش از کارخانه بزرگ ایران رادیاتور در رشت هر کولر، دهها شغل در استانهایی چون کرمان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری ایجاد کرده است.

بانوانی را دیدیم که مردانه پا به پای همکاران مرد چرخه اقتصاد مملکت را عاشقانه میچرخاندند . زنان سرپرست خانواری که در کنار مردان با دستانی خستگیناپذیر، چرخ تولید با همت غیرتمندانه شان میچرخید.
اخوان در ادامه از صادرات محصولات این واحد تولیدی به اسپانیا، آلمان، گرجستان، عراق و حتی روسیه،
گواه کیفیتی بود خبر داد خبری که تولید ایرانی «مرزها را درنوردیده است.

روایت در میدان جنگ روایتها
سرهنگ مهدی پارسا، رئیس بسیج رسانه گیلان نیز در پایان بازدید اصحاب رسانه در جمعشان گفت:«دشمن، تنها در یک سال اخیر دو میلیارد کلمه« خبر منفی» علیه ایران تولید کرده است» و روایت ما، پاسخ به این جنگ است؛ نه تبلیغ بلکه بازتاب واقعیتهای میدانی.

عباس اسکندری، رئیس بسیج کارگران و کارخانجات گیلان نیز در ادامه با بیان اینکه شما خبرنگاران، رزمندگان میدان جنگ روایتها هستید.» افزود: «بیش از ۲۵ هزار دانشآموز و دانشجو از واحدهای تولیدی بازدید کردهاند.
طلوعی که هرگز غروب نمیکند

آری دیروز خورشید تنها در آسمان طلوع نکرده بود؛
در دل کارخانههای گیلان در نگاه کارگران، در صدای خبرنگاران در جای جای استان گیلان و در مشق مسئولیتپذیری پسرکم، درخشانتر از همیشه میتابید.
این سفر، روایتی بود از ایرانِ واقعی؛ ایرانی که با دستان پرصلابت فرزندانش، چرخ تولید را میچرخاند.
از «اشکان تجارت آرام» که قلم امید میسازد،
تا «ایران رادیاتور» که گرمابخش خانهها و نماد خودکفایی است.
این گزارش تنها یک بازدید نبود؛ آیینهای بود از شعار سال «سرمایهگذاری برای تولید»؛ سرمایهگذاریای که ثمرهاش نه فقط کالا که «امید» است. امیدی که با شفافیت در آینه رسانههای متعهد بازتاب مییابد و به جامعه تزریق میشود.
هرچند دشمن میکوشد توان ما را نادیده بگیرد؛
اما راویان پیشرفت هر روز در گوشهای از این سرزمین
با قلم و دوربین خود، طلوع دیگری را ثبت میکنند؛
طلوعی که هرگز غروب نخواهد کرد؛
طلوع ایران سربلند.
عکس و قلم : زهرا رگان



