جمعه / ۱۵ خرداد / ۱۴۰۵
×

پس از باران/ شاعر چند سالیست افتخار همسایگی با سردار گیل در منطقه سلیمان داراب را دارد و برای رفتن پسرش به کلاس‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در روزهای پنجشنبه که از مسیر مزار شهید میرزا کوچک خان جنگلی میگذرد برای ادای احترام به ساحت شهید جنگل به اتفاق پسرک خردسالش بمنظور ترویج […]

پنجشنبه های پر اضطراب/حال و هوای شاعر در زیارت مزار میرزا کوچک خان جنگلی
  • کد نوشته: 33084
  • آذر ۱۶, ۱۴۰۳
  • برچسب ها

    پس از باران/ شاعر چند سالیست افتخار همسایگی با سردار گیل در منطقه سلیمان داراب را دارد و برای رفتن پسرش به کلاس‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در روزهای پنجشنبه که از مسیر مزار شهید میرزا کوچک خان جنگلی میگذرد برای ادای احترام به ساحت شهید جنگل به اتفاق پسرک خردسالش بمنظور ترویج فرهنگ ایثار و معرفی بزرگان و مفاخر بومی یه نسل آینده سعی دارد برای ادای احترام به مزار ابن بزرگ مرد گیلان « میرزا کوچک خان جنگلی » رفته و دل و دیده خود را از معرفت نور این بزرگ تاریخ گیل و دیلم سیراب کند.

    غزل زیر بر گرفته از حال و هوای این شاعره است که در یکی از همین پنجشنبه ها بر زبانش جاری شده است .

    «پنجشنبه های پر اضطراب »

    باز هم عطر تو در سلیمان داراب
    باز هم پنجشنبه های پر اظطراب

    دست در دست پسرک خردسالم
    میشویم مزارتو را با گلاب

    میداند پسرم افتخار گیلانی
    از قبیله ی رستم و سهراب

    بعد صد سال هنوز ، جنگل
    سر بریده می‌بیند در خواب

    بعد از آن مرگ غرببانه ی تو
    جغدها می‌شوند ، بی خواب

    آذر خجل و شرمگین را ببین
    برگ‌هایش سرخ و بی تاب …!

    دلت به رنگ داغ حسین شهید (ع)
    سرت بریده شد، چون ارباب

    فخر گیلانی و راهت باشد
    ادامه دار ظهور مهتاب ….

    شعر: زهرا رگان / جینا

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.