پس از باران/در روزگاری که واژهی «مادر» گاه در هیاهوی زندگی مدرن، کمرنگ میشود و کانون خانواده در تلاطم بحرانها، تکیهگاهی لرزان مینماید زنانی هستند که بیصدا امّا ژرف در تاروپود جامعه میتپند؛ زنانی که بارِ شیرینِ مادری و همسری را با سرفرازی بر دوش میکشند و همزمان در میدانهای علم، فرهنگ، پژوهش و کنشگری […]
پس از باران/در روزگاری که واژهی «مادر» گاه در هیاهوی زندگی مدرن، کمرنگ میشود و کانون خانواده در تلاطم بحرانها، تکیهگاهی لرزان مینماید زنانی هستند که بیصدا امّا ژرف در تاروپود جامعه میتپند؛ زنانی که بارِ شیرینِ مادری و همسری را با سرفرازی بر دوش میکشند و همزمان در میدانهای علم، فرهنگ، پژوهش و کنشگری اجتماعی حضوری پررنگ و اثرگذار دارند.

فاطمه؛ بانویی از تبارِ سرسبزی و قنوت
یکی از این زنان« سیده فاطمه حسینی» است؛ روانشناس بالینی، پژوهشگر، مادر، همسر و کنشگر اجتماعی و فرهنگی او هرچند در تهران زاده شده اما ریشه در خاکِ حاصلخیز شمال دارد و سالهاست در رشت زندگی میکند. بانویی که سالهاست در مسیر حمایت از خانواده، سلامت روان و پویایی جمعیت گیلان و ایران گام برمیدارد. او صدای مادران را شنیده زخمهای پنهانشان را لمس کرده و بیادعا در کنارشان ایستاده است.
از زندگی شخصی تا رسالت اجتماعی
سیده فاطمه حسینی (متولد ۱۳۶۳ تهران)، فرزند اول خانوادهای متدین و دارای یک برادر کوچکتر از خودش است. پدرش گیلانی و مادرش با اصالتی طالقانی است.
او دیپلم خود را در رشته علوم تجربی در تهران گرفت. در رشتهی والیبال به صورت حرفهای فعالیت کرد و در عرصههای فرهنگی-اجتماعی نیز حضوری فعال داشت.
حسینی کارشناسی روانشناسی عمومی را در دانشگاه پیام نور گیلان و کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی را در تهران گذراند و هماکنون نیز مشغول تحصیل در مقطع دکتری است.
او درباره سبک زندگیاش به ما گفت: «یادگیری را متوقف نکردهام. به کیفیت روابط خانوادگی اهمیت میدهم، برای نشاط جمعی وقت میگذارم و چالشها را با تمرکز مدیریت میکنم.»

نفسِ گیلان به شماره افتاده است؛ از سکوتِ جنین تا فریادِ یک قانون
وقتی نفسِ جمعیتیِ گیلان به شماره میافتد فاطمه حسینی در کنار همکارانشان با طرح «نفس» پا به میدان میگذارد تا امید را به دلهای نگران بازگرداند.
در گفتوگویی صمیمانه و بیپرده از دلنگرانیهایش برای آیندهی این سرزمین برایمان گفت. از زخمهای خاموشِ «سقط جنین» از نقشِ بیبدیلِ زن مسلمان ایرانی در استواری بنیان خانواده و فرزندآوری و از تجربهی زیستهاش به عنوان بانویی اثرگذار در استان.

زنگِ خطر در بهشتِ سبز
آری در دلِ سرزمینِ همیشهسبز گیلان جایی که نسیمِ شمال برگهای درختان را نوازش میدهد و آوازِ امواج خزر با نفسهای گرم مردمانش درمیآمیزد چند سالی است زنگِ خطری به صدا درآمده ؛ زنگی که از پیری جمعیت، کاهش نرخ باروری و کوچِ جوانان خبر میدهد.
گیلان، طبق ارزیابی کارشناسان، پیرترین جمعیت کشور را دارد و در آستانهی بحرانی است که اگر چارهای اندیشیده نشود، آیندهای خاموش در انتظار این دیار خواهد بود.
در چنین فضایی، طرحی با نامی پرمعنا و انسانی در گیلان جان میگیرد؛ «طرح نفس» طرحی که میکوشد با نگاهی همدلانه و فرهنگی مادرانِ متقاضی سقطِ عمدی را در آن لحظاتِ حیاتی تنها نگذارد و از حقِ نخستینِ هر انسانی؛ یعنی «حیات» دفاع کند.

«نفس»؛ زندهکردنِ امید، حفظِ نسل
سیده فاطمه حسینی به عنوان روانشناس بالینی و دبیر استانی مجمع ملی فعالان جمعیت گیلان یکی از اثرگذاران در این طرح است.
او تأکید در گفتگو با خبرنگار ما گفت: «نفس» بازوی اجرایی قانون جوانی جمعیت است و بر دو اصل «مودت» و «رحمت» استوار است و ما با ارائه خدمات روانشناختی، مشاورهای و فرهنگی میکوشیم مادران را در مسیر حفظ سلامتی خودشان و جنین برای اتخاذ استدلالی منطقی و درست همراهی کنیم.

این روانشناس بالینی فضای این طرح را «امن و بدون قضاوت» میخواند؛ فضایی برای انتخابِ آگاهانه و آرام.
قانونی که هنوز به خواب رفته
دبیر استانی مجمع ملی فعالان جمعیت گیلان با اشاره به قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» که در آبان ۱۴۰۰ در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید ، اظهار کرد : «با گذشت بیش از چهار سال، کمتر از ۴۰ درصد این قانون اجرایی شده و این یعنی نیاز به عزم ملی و همافزایی نهادهای مردمی و اصحاب هنر و رسانه داریم.

سقط؛ زخمی که میماند
حسینی از «سقط جنین» به عنوان زخمی پنهان بر پیکرهی خانوادهها یاد کرد و یادآورشد : «وقتی با مادر متقاضی سقط روبرو میشویم گاهی آن احساس شکوهمند مادرانه را کمرنگ میبینیم و سعی می کنیم با زبان همدلی، این حس را در او بیدار کنیم.»
او افزود : آمار ها را نگرانکننده دانست و گفت: «سالانه بین ۱۲ تا ۱۵ هزار مورد سقط عمدی در یک استان انجام میشود.

حسینی هشدار داد : که باید بدانیم سقط، پایان یک زندگی و آغاز زخمهایی عمیق در روان مادر است: احساس گناه، اضطراب، افسردگی. جنین، یک «انسان» است، نه یک شیء.
عامل اصلی چیست؟ اقتصاد یا روابط؟
این روانشناس بالینی در پاسخ به این پرسش کلیدی ما که عامل اصلی سقط جنین را در عوامل اقتصادی می بینید ؟
این نگاه تکبعدی را رد کرد و افزود: «بیتردید اقتصاد مؤثر است اما در جلسات مشاوره، بیشتر از فشارهای اجتماعی، قضاوت اطرافیان و کیفیت روابط خانوادگی میشنویم. گاهی حتی زنان دیگر، ناخواسته در این تصمیم نقش دارند.»

آشیانههای خالی؛ حسرت فردا
یکی دیگر از دغدغههای این بانوی پژوهشگر و محقق گیلانی در حوزه جوانی جمعیت پدیدهی «آشیانه خالی» است .
حسینی در این باره معتقد است: «در آیندهای نه چندان دور، خانوادههایی را میبینیم که پس از رسیدن به ثبات مالی، افسوس میخورند چرا فرزندان بیشتری نداشتند و در خانههای ساکت و خالی تنها میمانند چرا که گرمی و شلوغی خانه، نعمتی است که دیر درکش میکنیم.»

خدمات رایگان؛ دستی که برای نجات دراز میشود
او در ادامه سخنان خود به شبکههای مردمی «نفس»، «نجات زندگی» و «حامیان جنین» در سراسر گیلان اشاره کرد که خدمات روانشناختی، مشاورهای و همراهی ماماهای داوطلب را «رایگان» ارائه میدهند. و هدف آن را «حمایت پیش از تصمیمگیریهای سرنوشتساز و جلوگیری از پشیمانی دیرهنگام. میداند
ضرورت ایجاد منشور ملی در حوزه جوانی جمعیت
حسینی با اشاره به دستاوردهای طرح («نجات ۱۵۰۰ جنین در گیلان در ۲-۳ سال گذشته ») و چالشهای موجود ( هزاران زوج نابارور و در مقابلش هزاران مورد سقط عمدی (جنایی) در این استان، خواستار تدوین «منشور ملی تعادل کار و خانواده» شد.
او همچنین به خلأهای قانونی مانند تبصرهای اشاره کرد که برخی مادران شاغل با چند فرزند را شامل نمیشود. او دبیر استانی مجمع ملی فعالان جمعیت گیلان معتقد است: «برای اصلاح، به منشوری نیاز داریم که تعادل واقعی میان کار و خانواده برقرار کند.»
نرخ باروری منفی؛ زنگ خطری بلند
حسینی با هشدار گفت: «در ششماهه نخست امسال، نرخ باروری گیلان زیر یک درصد و حتی آمار فوت از تولد پیشی گرفته است ! و این یعنی اینکه تمام تلاشهای ما اگر به تولد نینجامد، بینتیجه است.
او تاکید کرد: برای نجات هویت گیلانی، به ایدهای اساسی در اشتغال، کارآفرینی و سیاستگذاری صیانت از خانواده نیاز داریم و باید مشارکت زنان در حوزه خانواده و جمعیت را تقویت کنیم.»

رسانه؛ بلندگوی امید
حسینی در ادامه به نقش بی بدیل رسانهها در این زمینه اشاره کرد و گفت: که چطور «برنامههای زندهی شبکه باران، پل ارتباطی شان شدند تا مادران نیازمند را پیدا کنند .
او ابراز امیدواری کرد که فضاهای رسانه ای در این زمینه تقویت شوند.

زن مسلمان؛ الگویی فراتر از دوگانگیها
این بانوی تاثیر گذار اجتماعی گیلانی در ادامه از «الگوی سوم زن مسلمان» سخن گفت و معتقد است : «زن مسلمان ایرانی میتواند هم مادر و همسر باشد، هم مجاهد فیسبیلالله، هم مدیر خانه و هم عابد؛ همچون حضرت فاطمه زهرا(س) که به اوج عصمت رسید.»
در روزگاری که آمارها هشدار میدهند و دلهای مادران از اضطراب لبریز است بانویی برخاسته از دلِ مردم، بیهیاهو اما استوار دست بر زخمهای پنهان نهاده و برای حقِ حیات برای آینده برای امید و نشاط ایستاده است.
سیده فاطمه حسینی، تنها یک روانشناس یا کنشگر اجتماعی نیست. او صدای مادران خاموش، تپش قلب جنینهای بیصدا و تجسمِ مهرِ رستاخیزی است که میخواهد به گیلان «نفس» تازه ای ببخشد.
او آمده تا بگوید هنوز میتوان نفس کشید. میتوان مادر بود. خانواده ساخت و آینده را روشنتر دید و شاید روزی وقتی گیلان دوباره آکنده از قهقههی کودکان شد و خانهها از گرمای با هم بودن لبریز، تاریخ در گوشهای ثبت کند: «نفسِ گیلان، در دستانِ فاطمه بود.»
گزارش: زهرا رگان