جمعه / ۱۵ خرداد / ۱۴۰۵
×

رشت، شهری که همیشه با صدای دویدن و خنده‌ی کودکان جان می‌گرفت، حالا در سکوتی سنگین و غم‌بار فرو رفتهدیگر صدای توپ کوچکی که به دیوار می‌خورد شنیده نمی‌شود.دیگر کسی از پنجره کودکی را نمی‌بیند که با موهای پریشان از باد دنبال رؤیاهایش می‌دود. ایلیا رفته است. پسرکی ۹ ساله از محله‌ی حمیدیان با چشم‌هایی […]

ایلیا؛ کودکی که آسمان رشت را خاموش کرد
  • کد نوشته: 36060
  • مرداد ۲۰, ۱۴۰۴
  • رشت، شهری که همیشه با صدای دویدن و خنده‌ی کودکان جان می‌گرفت، حالا در سکوتی سنگین و غم‌بار فرو رفته
    دیگر صدای توپ کوچکی که به دیوار می‌خورد شنیده نمی‌شود.
    دیگر کسی از پنجره کودکی را نمی‌بیند که با موهای پریشان از باد دنبال رؤیاهایش می‌دود.

    ایلیا رفته است.

    پسرکی ۹ ساله از محله‌ی حمیدیان با چشم‌هایی که هنوز جهان را کشف نکرده بودند با دستانی که هنوز به آرزوهایش نرسیده بودند قربانی تاریکی شد.

    تاریکی‌ای که نه از شب بلکه از غفلتی بود که سال‌هاست در سایه‌ی زندگی‌مان جا خوش کرده است.

    او فقط یک کودک نبود ایلیا نماد تمام کودکانی‌ست که حق دارند در کوچه‌ها و خیابان‌ها بی‌دغدغه و بی‌هراس بازی کنند.

    اما در شهری که مجرمان خطرناک و بیمار آزادانه نفس می‌کشند کودکی گاهی به بهای جان تمام می‌شود و ایلیا و ایلیا ها بی‌خبر از همه چیز با قلبی پاک و بی‌دفاع جانش را میدهند تا شاید ما بیدار شویم.

    مادرش امشب کنار تخت خالی‌اش نشسته است.لباس کوچک او را در آغوش گرفته و با هر نفس خاطره‌ای را به یاد می‌آورد.

    بوی کودک هنوز در اتاق مانده اما صدایش دیگر نیست.
    پدرش مردی که همیشه ستون خانه بود،گ حالا در سکوتی سنگین فرو ریخته.
    اشک‌هایش بی‌صدا جاریند چون درد گاهی حتی زبان را از گفتن بازمی‌دارد.

    مرگ ایلیا فقط یک اتفاق نیست

    این زخم فقط بر تن یک خانواده نیست

    این شکاف عمیقی‌ست در دل جامعه‌ای که باید حافظ کودکانش باشد.

    جامعه‌ای که باید بداند امنیت نه یک لطف بلکه بنیادی‌ترین حق هر کودک است.

    ایلیا رفت اما رفتنش باید فریادی باشد برای بیداری جامعه باید یادمان بیاورد که سکوت در برابر رفتارهای مشکوک، خیانت به کودکی‌ست.

    باید قوانینی ساخته شود که هیچ مجرمی نتواند دوباره به دنیای پاک کودکی دست‌درازی کند.

    باید نظارتی باشد که نه فقط روی کاغذ بلکه در کوچه‌ها در مدرسه‌ها در دل مردم جاری باشد.

    ایلیا رفت اما نامش باید بماند.
    نه فقط بر سنگی سرد بلکه در دل قانون در ذهن مسئولان و در قلب مردم تا هیچ کودکی دیگر قربانی تاریکی نشود.
    تا آسمان رشت دوباره با صدای خنده‌ی کودکان روشن شود.

    به قلم زهرا رگان ، خبرنگار و مادر کودک ۹ ساله ای در رشت

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.