از دل نیها تا تار و پود تاریخ؛روایت زنان حصیربافی که با هنر و صبر میراثی را زنده نگه میدارند و با میراث گذشتگان برای آینده ای بهتر و توسعه ای پایدار اشتغال میآفرینند و تولید میکنند به امید ایرانی قوی تر … حصیر بافی در تاروت پود جان زنان فشتکه خمام تنیده شده است […]
از دل نیها تا تار و پود تاریخ؛روایت زنان حصیربافی که با هنر و صبر میراثی را زنده نگه میدارند و با میراث گذشتگان برای آینده ای بهتر و توسعه ای پایدار اشتغال میآفرینند و تولید میکنند به امید ایرانی قوی تر … حصیر بافی در تاروت پود جان زنان فشتکه خمام تنیده شده است از دیر باز تا امروز نسل به نسل این میراث کهن را به سرمایه یک امروز و فردایشان گره میزنند همچون مینا تقی نژاد که هم در سال سرمایه گذاری برای تولید بر تولیدات بومی میافزاید و هم در کنار همسر با با حجاب زیبا برای تقویت اقتصاد خانواده در تلاش است.
نویسنده: زهرا رگان / حصیربافی، هنرِ صبر و طبیعت است؛ رشتهای لطیف از نیها و گالیهای تنیدهشده در تار و پود زندگی.

این هنر نهتنها دسترنج زنان و مردانی است که با دستان خود تاریخ را مینویسند بلکه ضربان آرام زمین را در خود دارد،همان زمینِ حاصلخیزی که هر شاخهی نی را به گوهری بدل میکند.
و هر بافتهی حصیری، نجواهای نسیم را در دل خود حفظ کرده و روایتگر صبوری و عشق است؛ عشق به میراثی که از نسلها گذشته دستبهدست چرخیده و همچنان زنده میماند.
در این هنر هر گره داستانی دارد. هر نقش سرگذشتی را زمزمه میکند و هر بافنده نگهبان خاطراتی است که در میان تار و پودِ حصیر جاودان میشوند.

آری در قلب گیلان، جایی که زمین نفس میکشد و نیها در کنار رودخانهها میرویند زنی ایستاده که از کودکی دستانش در میان تار و پود حصیر بافته شده است و اشتغال میآفریند در سایه هنر…
مینا تقینژاد، بانویی که در فشتکه خمام گیلان روستای ملی حصیر رشد کرده از همان سالهای کودکی با« گالی »و «لی »خو گرفته است؛ گیاهانی خودرو در حاشیه تالاب که نهتنها مادهی اولیهی کارش بودند بلکه بخشی از زندگی و فرهنگ او را شکل دادهاند.

قصهی او از خانهی پدری آغاز شد؛ جایی که مادر و خواهرانش حصیر میبافتند و او با اشتیاق نخستین گامهایش را در این هنر برمی داشت.
پدرش نخستین آموزگارش بافت گیس بافت یا همان« سوبه» را به او یاد داد و او با شوق روزها و شبها نخها را در هم تنید تا نخستین تجربههایش را به واقعیت بدل کند.
اما هنر تنها چیزی نبود که در این مسیر آموخت.
او فهمید که حصیربافی فقط یک مهارت نیست بلکه برکتی است که زندگی را غنیتر میکند مسیری است که میتواند به استقلال و رشد زنان کمک کند و پلی است میان گذشتهی روستاهای گیلان و آیندهای که هنوز در دستهای هنرمندانش رقم میخورد.

هنر کهن، نقش نوین
حصیربافی در گیلان تنها یک هنر نیست بلکه یک تاریخ زنده است.
این صنعت از دیرباز در زندگی مردم حضور داشته و به عنوان وسیلهای کاربردی در خانهها، کافهها، رستورانها، و حتی خانههای بومگردی استفاده شده است.
زنبیلهای حصیری که برای چیدن چای و میوههای باغ استفاده میشوند. سفرههایی که بر روی زمین گسترده میشوند و طنابهای حصیری که سقفهای گیلانی را زینت میدهند. همگی نشاندهندهی جایگاه عمیق این هنر در زندگی مردماند.
اما امروز این هنر با چالشهایی روبهروست.
حمایتهای دولتی اندک، نبود مکان مناسب برای عرضهی محصولات و نداشتن سرمایهگذاری کافی از جمله مشکلاتی هستند که هنرمندان این عرصه با آنها دستوپنجه نرم میکنند.
مینا تقینژاد که در نمایشگاههای ملی و استانی حضوری پررنگ دارد یکی از کسانی است که برای رفع این مشکلات تلاش میکند.
او نهتنها به معرفی این هنر در سراسر کشور پرداخته بلکه با حمایت از زنان جوان و آموزش این حرفه زمینهی اشتغال و رشد را برای بسیاری فراهم کرده است.

دستانی که تاریخ را حفظ میکنند
او باور دارد که هر زن میتواند در کنار خانهداری و تربیت فرزندان، به هنر و کارآفرینی نیز بپردازد.
حصیربافی هنری است که نه پیر میشناسد و نه جوان راهی است که هر کس با دستان خلاق خود میتواند در آن قدم بگذارد و نهتنها میراثی دیرینه را حفظ کند بلکه آیندهی خود را نیز بسازد و اشتغالی پایدار شود.
او نایب رئیس تعاونی حصیربافان شهرستان خمام است اما هنوز این هنرمندان مکانی مشخص برای عرضهی کارهایشان ندارند.
در نبود این زیرساختها آنا مینای قصه ما مغازهی خود را بهعنوان فضایی برای حمایت از دیگر زنان هنرمند اختصاص داده، محصولاتشان را به فروش میرساند و بلافاصله درآمد را به حسابشان واریز میکندحرکتی که نهتنها در رشد اقتصادی زنان منطقه مؤثر بوده بلکه نشاندهندهی روح همبستگی و اتحاد میان زنان این سرزمین است.
نگاهی به آینده
او امیدوار است که مسئولان با حمایت از این هنر زمینهای برای ایجاد بازار دائمی و توسعهی حصیربافی فراهم کنند.
در روزگاری که صنایع دستی در حال فراموششدن است. تلاش چنین زنانی است که این هنرها را زنده نگه میدارد و روح فرهنگ را در تار و پود جامعهی امروز حفظ میکند.
این است داستان مینا تقینژاد؛ و تمام زنانی که با دستان خود نه تنها امروز سبب پویایی اقتصاد بومی میشوند و اشتغال زایی میکنند تاریخ را میآفرینند و آینده را میسازند بلکه با حفظ عفت و پاکدامنی با حجابی زیبا میراث داران عفت فاطمی هستند .
آنان با تکیه بر عفت فاطمی، در دل تاریخ و در بستر زندگی روزمره نقشآفرینانی مؤثر در تربیت نسل توسعه اجتماعی و حفظ هویت دینی هستند
