جمعه / ۱۵ خرداد / ۱۴۰۵
×

✍ یادداشت: مهندس یوسف هاشمی،فعال فرهنگی/مدیریت شهری در شرایط عادی، اغلب در مفاهیمی چون ترافیک، پسماند، فضای سبز و مبلمان شهری خلاصه می‌شود.اما وقوع جنگ، این ساختار خدماتی را به یک موجودیت زنده، دفاعی و منعطف تبدیل می‌کند. در این میان، نهادهایی مانند شهرداری، آرامستان‌ها و مساجد، بیشترین تغییر کارکرد را تجربه می‌کنند؛ تغییری که […]

از «خدمات شهری» تا «سنگر اجتماعی»/وقتی جنگ شناسنامه شهر را بازنویسی می‌کند

✍ یادداشت: مهندس یوسف هاشمی،فعال فرهنگی/مدیریت شهری در شرایط عادی، اغلب در مفاهیمی چون ترافیک، پسماند، فضای سبز و مبلمان شهری خلاصه می‌شود.
اما وقوع جنگ، این ساختار خدماتی را به یک موجودیت زنده، دفاعی و منعطف تبدیل می‌کند. در این میان، نهادهایی مانند شهرداری، آرامستان‌ها و مساجد، بیشترین تغییر کارکرد را تجربه می‌کنند؛ تغییری که از «خدمات رفاهی» به «بقاء و هویت» میل می‌کند.
مثلاً مسجد از کانون عبادی به ستاد پشتیبانی تبدیل می‌شود.


در دوران پیش از جنگ، مسجد جایگاهی معنوی و عبادی دارد و کانون گردهمایی‌های محلی برای مناسبت‌های مذهبی است.
اما با آغاز دوران جنگ، مسجد به «جامع‌الاطراف‌ترین» نهاد شهری تبدیل می‌شود.
یا آرامستان ها، که از وادی خاموشان به میعادگاه هویت‌ساز تبدیل می‌شوند.
در زمان صلح، آرامستان‌ها در حاشیه شهرها، فضاهایی صرفاً برای تدفین و سوگواری خصوصی هستند. با بروز جنگ، آرامستان به قلب تپنده شهر تبدیل می‌شود. نه تنها به دلیل حجم بالای ورودی، بلکه به دلیل تبدیل شدن به یک «نهاد سیاسی-اجتماعی».
قطعه شهدا در آرامستان‌ها، جغرافیای شهر را تغییر می‌دهد و آن را به مقصد پیاده‌روی‌های بزرگ و تجمعات حماسی تبدیل می‌کند.
در دوران پساجنگ، آرامستان‌ها به عنوان «موزه‌های باز» نقش ایفا می‌کنند. آن‌ها بخشی از میراث فرهنگی و اسناد زنده پایداری یک شهر محسوب می‌شوند که هویت معماری و اجتماعی شهر را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
و اما خود شهرداری هم در دوران جنگ و پساجنگ از پیمانکار خدماتی به ستاد پدافند غیرعاملتبدیا می شود.
شهرداری در دوران پیش از جنگ، نهادی است که با عوارض شهروندان، شهر را اداره می‌کند. اما در زمان جنگ، وظایف آن به شدت حیاتی و عملیاتی می‌شود.
ماشین‌آلات شهرداری (لودرها و بلدوزرها) از پروژه‌های عمرانی به خطوط مقدم یا برای ساخت پناهگاه‌های شهری گسیل می‌شوند.
سرعت عمل در پاکسازی مناطق بمباران شده برای حفظ روحیه شهروندان و مدیریت در اواربرداری، اولویت اول می‌شود.
در بسیاری از موارد، شهرداری‌ها در توزیع اقلام اساسی و مدیریت صف‌ها دخیل می‌شوند.
در دوران پساجنگ، شهرداری با بزرگترین چالش خود یعنی «بازسازی» روبروست. در این مرحله، مدیریت شهری باید میان «نوگرایی و توسعه» و «حفظ نشانه‌های مقاومت» تعادل برقرار کند.
چالش شهرداری در این دوره، بازگرداندن حیات به کالبد مرده شهر و تبدیل ویرانه‌ها به فضاهای زیست‌پذیر با رویکردی تاب‌آور است.


در مجموع مدیریت شهری در دوران پسا جنگ یعنی درس‌هایی برای آینده وتفاوت مدیریت شهری در این دوره، نشان‌دهنده یک واقعیت است؛
نهادهایی که در زمان صلح برای کارکردهای مشخصی تعریف شده‌اند، در زمان جنگ باید «چندمنظوره» بودن را بیاموزند. شهر در دوران جنگ، یک «جبهه» است که در آن، بیل مکانیکی شهرداری، شبستان مسجد و قطعات آرامستان، همگی در خدمت یک هدف واحد یعنی «پایداری» قرار می‌گیرند.
مدیریت پساجنگ نیز هنرِ بازگرداندن این کارکردها به مدار مدنی، بدون فراموش کردن درس‌های دوران بحران است.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.