پس از باران ـخدیجه_جعفرپور-گرمای سوزان مرداد کلاچای، نه تنها شور راهپیمایان جاماندهی اربعین را نکاست بلکه هر قطره اشکی که بر گونههای عاشقان جاری میشد، آتش عشق حسینی را شعلهورتر کرد. سهشنبهی اربعین از گلزار شهدای گمنام تا حرم امامزادگان امیربنده مردان و زنان، پیر و جوان، کودک و کهنسال با پای پیاده مسیری را […]
پس از باران ـخدیجه_جعفرپور-گرمای سوزان مرداد کلاچای، نه تنها شور راهپیمایان جاماندهی اربعین را نکاست بلکه هر قطره اشکی که بر گونههای عاشقان جاری میشد، آتش عشق حسینی را شعلهورتر کرد.

سهشنبهی اربعین از گلزار شهدای گمنام تا حرم امامزادگان امیربنده مردان و زنان، پیر و جوان، کودک و کهنسال با پای پیاده مسیری را پیمودند که از جنس همان مسیر کربلا بود؛ مسیری که در آن نرسیدن به نجف و کربلا بهانهای شد برای رسیدن به عمق ارادتی که مرز نمیشناسد.
راهپیمایی جاماندگان اربعین ساعت ۹صبح روز سهشنبه ازگلزار شهدای گمنام آغاز و فوج فوج به جمعیت اضافه شد وبه سمت امامزادگان امیربنده به حرکت در آمد دلدادگانی که به هر دلیل نتوانستهاند در همایش باشکوه پیاده روی اربعین حسینی در کربلا حضور یابند از پای ننشسته و به خیل رهروان جا مانده در این مسیر پیوستند .
در این روز اربعین وقتی پای بسیاری از عاشقان حسینی به کربلا نمیرسد، دلها راهی میشود از حرم شهدای گمنام کلاچای تا حرم امامزادگان امیربنده ؛ جایی که جاماندگان با پای پیاده، عشقشان را به اباعبدالله فریاد میزنند.
و اینجا، بین مزار بینشان شهدا و حرم پرنور امامزادگان ، یه چیز عجیب جریان دارد. یه پل نامرئی از جنس عشق. از گمنامی تا امامزادگی، از شهادت تا پناهندگی. همه یه صدا: «یا حسین(ع)»
در هوای گرم مرداد ماه کلاچای، خیابانها و کوچهها رنگ و بوی دیگری داشت. مردان و زنان، پیر و جوان، کودک و کهنسال، با پای پیاده مسیر حرم تا حرم را آغاز کردند. نه از کربلا خبری بود، نه از نجف؛ اما دلها همه به سمت همان قبلهگاه عشق میتپید.
بعضیها چفیههای سیاه بر دوش داشتند، بعضیها پرچمهای یا حسین را بالا گرفته بودند. صدای نوحهها از بلندگوها میآمد و اشکها بیصدا روی گونهها جاری بود. این شهر تبدیل شده بود به نمادی از ارادت بیپایان.
یکی از شرکتکنندگان، زنی میانسال با چشمانی اشکآلود، میگفت: «نتونستم برم کربلا، اما دلم اینجاست. این مسیر رو با پای پیاده میام تا بگم حسین جان، منم جاموندم اما دلم با توئه.»
در میان جمعیت، پدری پسر کوچکش را روی دوش گرفته بود و برایش از ماجرای کربلا میگفت. پسرک با چشمانی کنجکاو به پرچمها نگاه میکرد و گاهی دستش را به سمت گنبدهای خیالی دراز میکرد.
مادران سیاه پوشی کودکان خود را در کالسکه گذاشته و به مراسم آوردهاند تا از خردسالی با مکتب حسینی آشنا شده و این عشق سینه به سینه به آنها منتقل شود.
صاحبان باغ های که در مسیر این راهپیمایی قرار داشت نیز با پخش نذرها و پذیرایی از عزاداران سرور و سالار شهیدان ارادت خود را به امام حسین علیه السلام نشان دهند.
زنان و مردان کهنسالی در این مسیر مشاهده شدند که به گفته خودشان، از مولایشان امام حسین علیه السلام، نیرو و توان طلب کرده و در این راهپیمایی شرکت کردهاند.
پذیرایی خالصانه کودکان و نوجوانان نیز در این مسیر صحنه های زیبا به نمايش گذاشته بود دستان کوچک کودکان که با اخلاص تمام سینی پذیرایی را به سمت عزاداران حسینی تعارف می کردند اشک را برچهره عاشقان اهل البیت جاری کرده بود .
فاطمه کریمیان در گفتگو با خبرنگار ما گفت : به عشق ناله های خانم زینب کبری به عشق رهبرم و عشق اباعبدالله حسین حاضر شدم امیدوارم که این عشق تا عمر تکرار شود .
اینجا شور و شکوه حضور راهپیمانان جامانده، از عظمت راهپیمایی پیاده روی اربعین در کربلا کم نداشت و همچنان که به خیل عظیم عاشقان مکتب حسینی علیه السلام افزوده میشد، بار دیگر مردم مؤمن، ولایت مدار و ملت امام حسین علیه السلام می آیندتا عشق و ارادت خود را به اهل بیت علیهم السلام به نمایش گذاشته و شکوه تاریخی دیگری را رقم بزنند.





