جمعه / ۱۵ خرداد / ۱۴۰۵
×

آسمان رشت، همان‌جا آهسته فروآمد…شاید برای بوسیدن پیشانی مردی که تمام قد، با “پاهای خدا” به میدان آمده بود.بی‌هیچ کلامی، قامت بست. بر آسفالت سرد شهر، نماز ایستادگی‌اش را آغاز کرد. دستانش ستون‌های ایمان بود و قامتش نشسته بر زمین بلندتر از هر ایستاده‌ای. نمازش سکوتی بود که بر هزار فریاد می‌چربید.اشک در چشمانم حلقه […]

پاهای خدا امروز در میدانند…
  • کد نوشته: 35486
  • تیر ۵, ۱۴۰۴
  • برچسب ها

    آسمان رشت، همان‌جا آهسته فروآمد…
    شاید برای بوسیدن پیشانی مردی که تمام قد، با “پاهای خدا” به میدان آمده بود.
    بی‌هیچ کلامی، قامت بست. بر آسفالت سرد شهر، نماز ایستادگی‌اش را آغاز کرد. دستانش ستون‌های ایمان بود و قامتش نشسته بر زمین بلندتر از هر ایستاده‌ای.

    نمازش سکوتی بود که بر هزار فریاد می‌چربید.
    اشک در چشمانم حلقه زد با دیدن این عکس و زیر لب گفتم: «پاهای خدا امروز در میدانند…»

    مردی بی‌پا، اما با گام‌هایی به وسعت یک ملت.
    آمده است در «جمعه خشم و نصر» تا بگوید این ملت را از چه می‌ترسانید، وقتی هنوز کسانی هستند که جان را داده‌اند و ایمان را نگه داشته‌اند.

    زهرا رگان

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.