پس از باران – فرداد همت زاده/قهوه در ایران فقط یک نوشیدنی نیست. از قهوهخانههای صفوی تا کافههای امروز، بخشی از تاریخ معاشرت و فرهنگ شهری ما را روایت کرده است.قهوهخانه دیروز محل نقالی، گفتوگو و گردهمایی بود و کافه امروز در کنار نوشیدن به فضایی برای مطالعه، موسیقی، کار، قرار و تبادل ایده تبدیل […]
پس از باران – فرداد همت زاده/قهوه در ایران فقط یک نوشیدنی نیست. از قهوهخانههای صفوی تا کافههای امروز، بخشی از تاریخ معاشرت و فرهنگ شهری ما را روایت کرده است.
قهوهخانه دیروز محل نقالی، گفتوگو و گردهمایی بود و کافه امروز در کنار نوشیدن به فضایی برای مطالعه، موسیقی، کار، قرار و تبادل ایده تبدیل شده است.
رشد کافهها را نیز نمیتوان تنها به علاقه به قهوه نسبت داد. تغییر سبک زندگی، شهرنشینی و شکلهای تازه ارتباط اجتماعی در این روند نقش دارند
شاید از همین رو کافه را بتوان آینهای کوچک از تغییرات فرهنگی جامعه دانست. جایی که میشود بخشی از سبک زندگی نسل امروز را خواند.
یادداشتی به مناسبت روز جهانی قهوه را میتوان نوشید؛ میتوان درباره عطر و طعمش حرف زد اما شاید بتوان آن را خواند، خواندن فرهنگی که در اطراف یک فنجان شکل گرفته و از قهوهخانههای قدیمی تا کافههای امروز، همراه جامعه ایرانی تغییر کرده است.
قهوه در ایران مهمانی تازهوارد نیست. بر اساس دانشنامه ایرانیکا، قهوهخانهها از دوره صفویه در ایران شکل گرفتند و بهتدریج به فضاهایی برای گفتوگو، شعر، نقالی، موسیقی و گردهمایی اهل فکر و جامعه تبدیل شدنداما یک اتفاق تاریخی جالب افتادچای آمد، قهوه عقب نشست، اما قهوهخانه ماند.
قهوهخانه به مرور بیشتر به یک نهاد اجتماعی تبدیل شد؛ جایی برای معاشرت، خبر گرفتن، گفتوگو و گذران وقت.
با گسترش شهرنشینی و تغییر سبک زندگی اما این فضا نیز تغییر کرد و کافههای مدرن بهتدریج جای خود را میان جوانان، دانشجویان، اهل مطالعه و جریانهای فکری جدید باز کردند شاید بتوان گفت: قهوهخانه قدیم یکی از محلهای گفتوگوی جامعه بود و کافه امروز یکی از محلهای گفتوگوی نسل جدید است.
چرا کافهها زیاد شدند؟
افزایش تعداد کافهها و قهوهفروشیها را نمیتوان فقط با «علاقه مردم به قهوه» توضیح داد.
شهرنشینی، تغییر سبک اوقات فراغت، افزایش معاشرتهای خارج از خانه، حضور جوانان در فضاهای عمومی، شبکههای اجتماعی، رشد قهوه تخصصی و مشاغلی مانند باریستا و رُستری در کنار جذابیتهای اقتصادی این حوزه، مجموعهای از عواملی هستند که به رشد این بازار کمک کردهاند.
کافه نیز دیگر فقط محل نوشیدن نیست. برای یک نفر محل قرار، برای دیگری محل کار، برای فردی محل خلوت و برای دیگری جایی برای مطالعه و گفتوگوست.
از این منظر، کافه را میتوان فضایی میان خانه، دانشگاه، محل کار و خیابان دانست.
کافه؛ کتاب، موسیقی و گفتوگو
یکی از تفاوتهای قابل توجه کافههای امروز با قهوهخانههای گذشته، ارتباط آنها با فرهنگ مطالعه است البته نمیتوان ادعا کرد هر کافهای محل مطالعه است اما کافهکتابها، حضور دانشجویان و اهل مطالعه، خواندن کتاب در کافه و برگزاری نشستهای ادبی و فرهنگی نشان میدهد که کافه میتواند به فضایی برای مطالعه، تبادل ایده و گفتوگوی فکری تبدیل شود و همین موضوع درباره موسیقی نیز قابل تأمل است اگر در قهوهخانههای قدیمی، نقالی و موسیقی سنتی بخشی از فضای فرهنگی را شکل میداد، امروز در بسیاری از کافهها طیف گستردهای از موسیقیهای غیرسنتی و مورد علاقه نسل جدید شنیده میشود.
آیا کافهها در معرفی و گسترش سلیقههای تازه موسیقایی هم نقش دارند؟ شاید نتوان پاسخ قطعی داد اما کافهها دستکم بخشی از فضای اجتماعی هستند که در آن موسیقی، کتاب، گفتوگو و سلیقههای فرهنگی جدید به یکدیگر میرسند.
قهوه گران شده اما مصرف آن ادامه دارد،در سوی دیگر ماجرا، افزایش قیمت قهوه قرار دارد.
قهوه بخش مهمی از مواد اولیه خود را از خارج تأمین میکند و نوسانات نرخ ارز، افزایش قیمت دلار، هزینه حملونقل، محدودیتهای تجاری و شرایط تحریمی، بر قیمت تمامشده آن اثر میگذارد.
گزارشهای انجمن قهوه ایران نیز به مشکلاتی مانند نوسانات ارز، دشواری ثبت سفارش و تخصیص ارز، هزینه حملونقل و تأمین مواد اولیه اشاره کردهاند.
با این حال، یک تناقض جالب وجود دارد
قهوه گرانتر شده اما حضورش در زندگی شهری کمرنگ نشده است.
شاید به این دلیل که قهوه برای بخشی از جامعه دیگر فقط یک نوشیدنی نیست، بخشی از سبک زندگی و تجربه اجتماعی است.
کافه؛ آینه نسل جدید؟
شاید مهمترین پرسش همینجاست.
نسل امروز در شیوه ارتباط، موسیقی، مطالعه، سرگرمی، استفاده از فناوری و تعریف اوقات فراغت با نسلهای پیشین تفاوتهایی پیدا کرده است.
آیا برای شناخت این نسل فقط باید به آمار و پژوهشهای رسمی نگاه کرد
یا میتوان بخشی از پاسخ را در کافهها پیدا کرد؟
اینکه چه کسانی به کافه میروند، چه میخوانند، چه موسیقی گوش میدهند، درباره چه موضوعاتی گفتوگو میکنند و چگونه با یکدیگر ارتباط میگیرند، میتواند بخشی از تصویر فرهنگی نسل امروز را نشان دهد.
شاید قهوهخانه قدیمی بخشی از تاریخ اجتماعی ما باشد و کافه امروز، بخشی از حال و آینده فرهنگی جامعه را در خود منعکس کند.
پس شاید کافه را نباید فقط یک واحد صنفی برای فروش قهوه دید، کافه میتواند محل معاشرت، مطالعه، موسیقی، شکلگیری ایده و تبادل نظر باشد.
و حالا پرسش با شما کافه را چگونه میبینید؟
آیا کافههای امروز فقط محلی برای نوشیدن قهوه و گذراندن اوقات فراغتند یا میتوان آنها را یکی از فضاهای شکلگیری فرهنگ، مطالعه و تبادل نظر نسل جدید دانست؟
اگر بخواهیم نسل امروز را بهتر بشناسیم، آیا بد نیست گاهی به جای پرسیدن از آنها، یک فنجان قهوه سفارش دهیم، کنارشان بنشینیم و به گفتوگوهایشان گوش کنیم؟