پنجشنبه / ۱۴ خرداد / ۱۴۰۵
×
آنجا فهمیدم: گاهی مادرها، حتی با زانوان خاک‌خورده، ستون‌های این سرزمین‌اند. و ما، با تمام کمر دردها و خستگی‌های روزمرگی، هنوز دعا را بلدیم. هنوز توسل را. هنوز ایستادن را. حتی اگر روی ویلچر. بایگانی - پس از باران

زانوان خاک خورده و نجوای توسل

پس از باران/آنجا فهمیدم، گاهی مادرها، حتی با زانوان خاک‌خورده، ستون‌های این سرزمین‌اند و ما، با تمام کمر دردها و خستگی‌های روزمرگی، هنوز دعا را بلدیم، هنوز توسل را هنوز ایستادن را حتی اگر روی ویلچر چندمین قرار عاشقانه ام بودبعد از غیبت طولانی بخاطر مریضی مادر که پایم به قرارگاه رسانه ای سردار سخنگو( […]

  • خرداد ۲, ۱۴۰۵
  • 40 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای زانوان خاک خورده و نجوای توسل بسته هستند