سه شنبه / ۱۸ آذر / ۱۴۰۴
×

به قلم : علی مرادی /چای که اقتصاد اول شرق گیلانی ها در کنار برنج کاری است همواره موضوع تیتر مطبوعات می شود و استفاده از واژه چای موجبات شکوه , گلایه عالی جناب چای شده است و برای اولین بار خود را به دفتر روزنامه چای رسانده اند و با سردبیرچای به گفتگو پرداخته […]

گلایه های سبز از تیترهای زرد، چای درآستانه یخ زدگی:وقتی چای را به حرف آوردید
  • کد نوشته: 37603
  • آبان ۱۶, ۱۴۰۴
  • برچسب ها


    به قلم : علی مرادی /چای که اقتصاد اول شرق گیلانی ها در کنار برنج کاری است همواره موضوع تیتر مطبوعات می شود و استفاده از واژه چای موجبات شکوه , گلایه عالی جناب چای شده است و برای اولین بار خود را به دفتر روزنامه چای رسانده اند و با سردبیرچای به گفتگو پرداخته اند. آنچه میخوانید حاصل این ملاقات است اما برخلاف مصاحبه ها ی معمول در مطبوعات در این مصاحبه سردبیر نیازی ندید تا وارد گفتگو شود چون همه آنچه سردبیر قصد داشت بپرسد در گلایه عالیجناب چای مطرح شد این شما و این فریاد وداد و گلایه چای!!
    آقای سردبیر والا خسته شدیم از روزنامه ها ! چرا صدای ما،چای را منعکس نمی کنید تا ما هم بدانیم دراین واویلای تعیین قیمت چای و قیمت کارخانه و قیمت و انواع قیمت های چندگانه و دو گانه سوز و ایضا مراحل در مراحل انواع وامهای متنوع که واقعا پشت ما را میسوزاند ! در واویلای چای بخر چای نخر چای وارد بکن چای ، وارد نکن ماچای کجا هستیم ! تو کجایی تا شوم من چائی ت ! و الی آخر
    اهای سردبیر خبرنگار اجیر نکن تو این آفتاب صلات ظهر و اطراف باغات کشیک بدهند که کسی اومد چای بچینه ما رو خبر کن تا تیتر بزنی آغاز چای چینی در لاهیجان و لنگرود و غیره ، هی ننویس باغات لبریز از غنچه های چای شده است ! آخه تو که تا دوماه پیش نوشتی باغات چای اگر باران نبارد همه خواهند سوخت اخه چطور ما چای نسوزیم از بس تیترهای الکی زدید سوزانده شدم باران هم بیاید ما سوخته ایم یاد شعری افتادم توانا بود هرکه دانا بود از چای و چای چینی عده ایی .. اتاق فرمان اشاره می کنند نگو نگو بقیه رو ما که درحال سوختنیم از گرانی ، راستی چای ما بالاتر نمیره همه چی رو گران می کنید چای رو نمی برین بالا تا ما چای کمی زور پیدا کنیم ! حریف روزنامه ها بشیم اینقدر ما رو تیتر نزنن .
    کشاورزان همه راضی باغدار راضی چای چین راضی کارخانه دار ناراضی اقای سردبیر بجای اینکه بنویسی چای چین باغدار ناراضی از قیمت گذاری بر عکس می نویسی !آهای گزارشگروغیره ! آهای روزنامه وغیره و سردبیر وغیره باغات ما سوخته از بس چای ندارد ! نه کودی مانده نه کارگر مانده چرا ؟ چرا چون همه دارن سفره هارا می بندن وراهی شهر میشوند ! دامنه ها سبز بودند الان زرد شده اند از سویی ادمها هم زرد شده اند از بس سفره ها کم زور شده اند تا همین روزا همین اندک زور از سفره ها می سوزد میزند جای دیگه نگران یم ما ، همه باغات در پائیز بسر می برند ! زمستان هم بیاید ما در پائیز یخ میزنیم و غیره قبل اینکه زمستان کاری بکند بله ما همه یخ خواهیم زد از بس چای ، آب ندارد، این چه وضعیست آخه و غیره . ما چای با چه زبانی سخن فریاد بزنیم که کود ارزان بما بدهید تا ما هم بتوانیم بیشتر چای بچینیم و کارگر بگیریم پول خوب به کارگر بدهیم و چای مان بفروش برود بابا کارگرها هرسال مطالبه دار ن چای را می گیرن یا همان خرید می کنن و شما سردبیر تیتر میزنید مطالبات پرداخت میشود ما را سرگرم میکنید و انتظار بکشیم که آقایاان از سفر خارجه واروپا برگردند و میزگرد بنشینند و تصمیم و صورت و جلسه و ایضا غیره و ده تا سی مینار و هزینه ها فراوان و نهار رستورانهای لوکس که آقایان تصمیم بگیرند که معوقات را پرداخت کنند راستی با معوقات ما میروید رستوران اخه این درست است / اصلا چرا چای ما را خریدی و بسته بندی کردی فروختی و چرا معوقه ! و غیره .
    چرا تیتر میزنید بانکها آماده شده اند به چای چینها وام بدهند وقتی کله سحر بعد نماز بدو بدو چارق تا نیمه پا آویزان ! خودمان را به لبه در بانک میرسانیم می بینیم چند نفر ازبس زودتر از کله سحر آمده اند برای خدمت رسانی! به عموم مردم ، اما نیمه چرت پشت میز با موبایل در حال جنگند یک پلک بسته یک پلک باز تا اون پلک بسته استراحتی کند! با قدرت تمام و چشمهای باز و ایضا با دو چشم بازوغیره بتواند به مردم خدمت رسانی و غیره انجام دهد . وقتی هم با نیم ساعت پشت در ماندن به پشت باجه میرسیم اصلا رئیس بانک از این اخبار و تیتر چای بشدت بی اطلاع است! انگار اخباربیست سی رو تا الان ندیده ! و می فرمایند فعلا بما ابلاغ نگردیده شما! فعلا علی الحساب در منزل استراخت بفرمایید تا ما تکلیف بانک را که دارد به پولی یا همان ورشکستگی نائل می آید! با شما معلوم و ایضا غیره بگردانیم .
    خدایا این اتاق فرمان خسته شد از بس ما خسته کرده اند با اشاره ها ! و از بس اشاره می فرمایند که نروید جای خط قرمز ،آنجا چراغ قرمز بشود واویلاست! مشکل است تا در بروید و خروج شوید…
    ما هم دیگر ادامه نمیدهیم و تا قسمت بعدی خدایا به مسئولین نگو فقط اشاره فرما معوقات ما رو طبق اصل فلان تبصره مقررات و اصول چای چینی ! تقدیم باغداران چای چین نمایند یا تصمیم جدی بگیرند اون ضرر کردهای ما را هم یه فکر قشنگی بکنن ما را از دربدری نجات دهند !الهی امین. صلوات.
    پرده دوم: عالیجناب چای … بیدار شو بیدار تو برنده شدی تو جایزه بردی بیدار شو ….
    و آنچه خواندید خواب و کابوس مصاحبه عالیجانب چای بود با اهالی مطبوعات .
    امضا / چای وغیره

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.